همه دلتنگي من
همه دلتنگي من

 

 صفحه اصلي
 
ايميل به نويسنده
 

صفحات وبلاگ

1 2 3

 

نویسندگان

(24) سيامك ماهان

 

 

 

موضوعات

(24) عمومی

 

بایگانی

 

 

 

پیوندهای روزانه

گالری عکس
تالار گفتمان

هرچه باداباد2
پرطرفدارترین وب ایرانبلاگ

آرشیو پیوندهای روزانه

 

پیوندهای وبلاگ


 

 

 

 
 

چهارشنبه، 26 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و نه 4:24 PM

 باز هم ...

 

باز هم با نام تو افسانه ایی گلریــز شد

بازهم درسینه ام عشق توشورانگیزشد

باز هم همراه بوی میخك و محبوبه ها

خاطراتم پر كشید با یاد تودركوچه ها

بازهم وقتی نگاهت گیرد ازمن فاصله

دیده ام می بارد اما نم نم وبی حوصله

باز قلب پنجره بر روی من وا میشـود

بازهم پروانه ایی در باغ پیدا می شود

بازهم لای كتابم می نهم یك شاخه یاس

می كنم بهر پیامی قاصــدك را التماس

بازهم درهرشفق دلتنگ ودلگیرمیشوم

باز هم با یاد تو سرشار رویا می شوم

 

 

منبع: وبلاگ hoseeinesfahani.mihanblog

 


نظرات 6     

سه شنبه، 25 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و نه 6:22 PM

 غم دوری


غم دوري خيلي سختِ مخصوصاً اگه تو باشي

مخصوصاً اگه بري تو ديگه پيش من نباشي


مي دوني که بي توموندن توي دنيا يه عذاب

اگه تو يه روز نباشي زندگيم بي تو خراب


نزار اينجا من بمونم حيرون و خيلي پريشون

مهربون برگرد تو پيشم دلمو انقدر نسوزون


نگو که خبر نداري دارم از دوريت مي ميرم

جاي دستاي قشنگت دستاي غمو مي گيرم


نمي تونم نمي تونم ديگه من بي تو بمونم

به خدا سخته واسه من که ديگه تو رو نبينم


بيا و منو رها کن از غمو غصه جدا کن

بيا و بمون کنارم به دلم تو اعتنا کن

 

 

منبع: وبلاگ myahagh.parsiblog

 



یکشنبه، 23 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و نه 5:27 PM

 حسرت


دوستت دارم 
شرم از گفتن 
حسرت از نگفتن 
خاطره هاي سنگين در عبور 
از لحظه هاي تلخ غم 
وچه سخت است رفتن... 
آغوش آسمانم بدون ماه 
در حسرت يك نگاه 
كه بگويمت با چشمانم 
دوستت دارم 
دهان باز و زبان سنگين 
چقدر اين كلام به بغض فرو برده ام 
خواهش دل 
تن تب دارم 
والتماس به زبان سنگين 
كه بگويمت 
دوستت دارم 
گام هايت سنگين 
زمان نفس...نفس ميزند زير گام هايت 
التماس يك نگاه شدي 
كه بگويمت 
دوستت دارم 
چه سخت است ياد ناگفته هاي زيبا 
بجا ماندن يك دل شيدا 
عشق در غباري نا پيدا 
در حسرت يك كلام آشنا 
كه بگويمت 
دوستت دارم 
پس نگاه كن 
وگوش بده به من 
كه بگويمت 
دوستت دارم 
 

شعر از :  سعید  مطوری

 



یکشنبه، 23 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و نه 5:22 PM

 دوست دارم

دوست دارم بر شبم مهمان شوی

بر کویر تشنه چون  باران  شوی

دوست دارم تا شب و روزم شوی

نغمه ی این ساز پر سوزم شوی

دوست دارم خانه ای سازم ز نور

نام  تو بر سردرش  زیبا   ز دور

دوست دارم چهره ات خندان کنم

گریه های خویش را پنهان کنم

دوست دارم بال پروازم شوی

لحظه ی پایان و آغازم شوی

دوست دارم ناله ی دل سر دهم

یا به روی شانه هایت سر نهم

دوست دارم لحظه را ویران کنم

غم ، میان  سینه ام  زندان کنم

دوست دارم تا ابد یادت کنم

با صدایی خسته فریادت کنم

دوست دارم با تو باشم هر زمان

گر تو باشی،من نبارم بی امان

 

 

شاعر : خانم سپیده امیر عسگری



سه شنبه، 18 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و نه 6:16 PM

 خداحافظ عشق من
منبع عکسها و توضیحاتش:gooy.wordpress.com
منبع شعر : 3samimi.blogfa.com

گفته شده است که عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است. میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است.

در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و منتظر جفتش می باشد



در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد



در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد



لحظه ای که متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند


در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد


در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد



خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه

لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه

یكی با چشمای نازش دل كوچیكمو لرزوند

یكی با دست ناپاكش گلای باغچمو سوزوند

تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو

هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو

خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم

نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم

نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم

از این فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم

نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی

تو كه بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی

تو این رویای سر در گم .خداحافظ گل گندم

تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم

خداحافظ گل پونه . كه بارونی نمی تونی

...طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه خداحافظ

خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس

نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس

خداحافظ خداحافظ

همین حالا

خداحافظ


نظرات 2     

سه شنبه، 18 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و نه 5:05 PM

 آخرین ستاره من

نمیدونم تا حالا به مرگ و خوندن غزل خداحافظی فکر کردید یا نه!!!! من که تا حالا کاری نکردم که تو اون دنیا بهش امیدوار باشم ولی شاید این تن بی ارزشم بعد مرگ  به دردی بخوره. مطلب امروزم درباره اهداء عضو هست. شعر علی سلیمانی از زبان مادری که تمام اعضای قابل اهدای فرزند مهندسشو اهداء کرد

(منبع : www.ehda.ir)

(آخرین ستاره من - نوشته : علي سليماني ( ارسالی برای جشنواره نفس

(اهدای عضو ... اهدای زندگی)

(به فاطمه صالح مادری که تمام اعضای پسر مهندسش را که در حادثه ی پروژه ساختمانی مرگ مغزی شد اهدا نمود)

 

پسرم ! آخرین ستاره من !

می روی از شبم به آسانی ...

به نفس های من چه خواهد داد

زندگی بی تو جز پریشانی ؟

 

پسرم فکر آسمان هایی

گر چه چشمت به سوی من خیره ست

توی این بخش مرگ مغزی ها !

روز هایم عجیب دلگیر است

 

قلبت آهسته می زند اما –

نا امیدند از تو دکتر ها

آه ... نفرین به تیر آهن ها !

آه ... لعنت به سنگ و آجر ها !

 

پسرم مادران بسیاری

از نگاهت اجازه می خواهند

از منی که شکسته ام با درد !

هی خبر های تازه می خواهند

 

گر چه افتادم از حساب و کتاب ...

عشق مفهومی از ریاضی نیست

به پرنده که آسمان بدهند

به قفس یک دقیقه راضی نیست

 

حتم دارم تو مثل من هستی

فکر چشمان خیس مادر ها

دوست داری به آسمان برسی

مثل پروانه ها , کبوتر ها ...

 

تو خودت را به عشق می بخشی

می رسد صبح روشن پیوند

گر چه دور از تو اشک می ریزم

چه می آید به دیگران لبخند !

 

پسرم با دعای مادر ها

حتم دارم خود خدا با توست

دسته دسته ستاره مدیونت !

چشم من پنج شنبه ها با توست !


 


نظرات 1     

جمعه، 14 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و نه 9:32 PM



جمعه، 14 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و نه 9:31 PM



چهارشنبه، 12 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و نه 10:12 PM

 مادر

 : مادرم

قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار ، تا چشمانم بهشت را نظاره کنند




گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهـان گرفتن آموخت

شبها بر گاهواره ی من بیدار نشست و خفتن آموخت

لبخند نهــــــاد بر لب من غنچه ی گل شکفتن آموخت

دستم بگــرفت و پا به پا برد تا شیوه راه رفتن آموخت

پس هستی مـن ز هستی اوست

تا هستم و هست دارمش دوست



چهارشنبه، 12 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و نه 7:14 PM

 همسفر

 

زندگي دفتري از خاطرهاست
يك نفر در دل شب
يك نفر در دل خاك
يك نفر همدم خوشبختي هاست
يك نفر همسفر سختي هاست
چشم تا باز كنيم عمرمان مي گذرد
ما همه همسفريم




نظرات 1     

دوستان

قالب وبلاگ
 
اخبار ايران
جهانبخشی
تالارهاي گفتگو
 

 

 

 

نظرسنجی وبلاگ

 

 

 

 

 

 

آمار وبلاگ


بازديد هاي امروز : 1
بازديد هاي ديروز : 4
بازديد هاي این ماه : 215
كل مطالب : 27
كل بازديد ها : 10608
ايجاد صفحه : 0.125 ثانیه

Powered by IRANBLOG

 

 

 

 

 

 

 

 

خبرنامه

:نام 
:ایمیل 

اضافه حذف

 

درباره من

 

من سيامک هستم ميخوام هر متن يا عکس قشنگی که ميبينم تو اين وبلاگ بذارم. اميدوارم شما هم خوشتون بياد.

 

 

موسیقی وبلاگ

 

 

  چت باکس

 

 

 

   RSS